ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

کتابخانه عمومی امیر المومنین (ع) حسن آباد

برگزاری جلسات قصه گویی برای کودکان برگزاری کلاس آموزش کاردستی در کتابخانه اهدای کتاب به کتابخانه توسط خیرین برگزاری نمایشگاه کتاب از منابع کتابخانه ای در شهادت حضرت فاطمه(س) برگزاری کلاس آموزش کاردستی در کتابخانه برگزاری کلاس آموزش نقاشی در کتابخانه دهه ی فجر انقلاب اسلامی بر فجرآفرینان مبارک باد برگزاری مسابقه ی نقاشی به مناسبت دهه ی فجر


خنده برهر درد بی درمان دوا نیست!

خنده برهر درد بی درمان دوا نیست!

نوشته اند در گذشته شخصی در یک روستایی تصمیم گرفت الاغ خود را بفروشد. او به بازار رفت و شروع کرد ....


 

نوشته اند در گذشته شخصی در یک روستایی تصمیم گرفت الاغ خود را بفروشد. او به بازار رفت و شروع کرد به تعریف کردن از الاغش که مثلاً این الاغ خوراکش کم است و توانایی‎اش فراوان است قدرت زیادی دارد و بار زیادی حمل می‎کند و الاغ جوانی است و ... . او برای آنکه دیگران را تشویق به خرید کند به شکل مبالغه آمیزی از الاغش تعریف می‎کرد و آنقدر گفت و گفت که کم‎کم خودش نیز باورش شد که الاغش این توانایی‎های فوق العاده را دارد و بعد با خود گفت که الاغی که تا این اندازه ارزشمند است چرا خودم آن را نخرم! و افسار الاغش را گرفت و به خانه برگشت.
حتماً شما هم این جمله را بارها و بارها شنیده
‎اید که خنده بر هر درد بی‎درمان دواست و آنقدر اطرافیان ما این جمله را برایمان گفته‎اند و شنیده‎ایم که کم‎کم باورمان شده است و اینطور گمان می‎کنیم که راستی چنین است. اما واقعیت این است که این جمله با همه‎ی درستی‎هایی که دارد هرگز قابل تعمیم دادن نیست.
دقت کنید وقتی که می
‎گوییم خنده بر «هر» درد بی درمان دواست این به این معناست که موضوع استثناء بردار نیست و هر دردی با خنده مداوا می‎شود.
اولاً همه خوب می
‎دانیم که این که گفته می‎شود خنده دردها را درمان می‎کند منظور نفس خندیدن نیست، بلکه مقصود نگرش مثبت، آسان گرفتن و نگران نبودن است. یعنی در مواجه با مشکلات، سختی‎ها و دشواری‎های زندگی، خود را نبازید، آنچه پیش امده است را یک فاجعه‎ی ناگوار تلقی نکنید، آن را سهل و آسان بگیرید و با لبخند و تبسم به آن نگاه کنید. مراقب باشید که مشکل شما را در تله نیندازد که دچار افسردگی و یأس شوید. خنده و شادبودن و نگرش مثبت شما به حل آن مسأله کمک می کند. همان که پیامبر عزیزمان فرموده‎اند: زندگی را آسان بگیرید تا روزی‎تان زیاد شود و یکی از وجوه افزایش روزی همان حل مشکلات و مسایل است. بنابراین اگر شما دچار بحران مالی شده‎اید، اگر ورشکست کرده‎اید، اگر با بحران‎های عاطفی مواجه شده‎اید، اگر پزشک‎تان امکان بهبود بیماری‎تان را کم تشخیص داده است، اگر حل مشکل‎تان به تعویق افتاده است، اگر کسی را از دست داده‎اید و اگر تحقق یک خواسته‎تان معطل شده است باید یقین داشته باشید که خنده بر این دردها دواست. حالت و چهره‎ی افراد شاد را به خود بگیرید و مانند کسی که یقین دارد اینها نیز به خیر و خوبی می‎‎گذرد به مشکلات‎تان با تبسم و لبخند نگاه کنید.
اما بخش مهمی از دردها، دردهای اخلاقی و رفتاری است. مثلاً لجبازی، حسادت، حرص، کینه
‎توزی و زودرنجی، بدزبانی و بدگمانی به دیگران دردهای اخلاقی هستند که اتفاقاً از بقیه‎ی مشکلات زندگی جدی‎تر و مهم‎تر است. در واقع به عنوان نمونه اگر کسی لجباز است و در عین حال ورشکست نیز شده است آنقدر که لجبازی یک فاجعه و مصیبت تلقی می‎شود ورشکستگی مالی او ناگوار نیست. از این جهت باید در مورد این دردهای اخلاقی بیشتر به فکر بود و برنامه و تدبیری محکم برای آن داشت. روشن است که خنده در این دردها هرگز درمانی نخواهد بود و اتفاقاً وخامت کار را بیشتر می‎کند. درمان این دردها یک تأسف جدی و پشیمانی عمیق است که حتی گاهی می‎تواند به اشک و گریه‎‎ی ما منجر شود. یعنی من باید برای بدگمانی‎های خود نسبت به دیگران و ذهنیت منفی خود گریه کنم که نمی‎توانم انسان‎ها را با عشق و قضاوت مثبت نگاه کنم. باید بابت گذشته‎ی خودم از خدا و همه‎ی کائنات عذرخواهی کنم و سعی در اصلاح رفتارم داشته باشم. دقت کنید که اینجا سهل و آسان گرفتن به خود و نادیده گرفتن ضعف‎های اخلاقی و رفتاری بسیار خطاست. به این موضوع از آن جهت اشاره داشتم که گاهی دیده می‎شود برخی از افراد با استناد به همین مطلب خنده بر هر درد بی‎درمان دواست جدیتی برای اصلاح خود نداشته و حتی آن را به شوخی و خنده برگزار می‎کنند. به عنوان نمونه اگر من با بدزبانی خودم، تنش و درگیری و دعوایی در خانه ایجاد کرده‎ام و اوضاع خانه را به هم ریخته‎ام آیا باید بخندم و آیا خنده‎ی من به حل مشکل من کمکی می‎کند؟
توجه داشته باشید که حتی همان
‎جاها که گفته‎اند خنده بر هر درد بی‎درمان دواست این منافاتی با تلاش و تدبیر ندارد. یعنی اگرچه من گرفتاری مالی خود را نباید یک فاجعه بدانم و باید آن را یک موهبت و تجربه ی ارزشمند بدانم و به آن لبخند بزنم اما در عین حال باید تلاش کنم که با تدبیرهای صحیح و پیگیری‎های فراوان آن مشکل را حل کنم و خدایی ناکرده باید مراقب بود این باور منجر به بی‎خیالی، بی‎تفاوتی و سستی من در حل مشکل نشود. بنابراین یادمان باشد که خنده بر «هر» درد بی‎درمان دوا نیست.

                           

                                                                                                                                  سید مجتبی حورایی

 




نویسنده : ahpl تاریخ : شنبه 09 آبان 1394 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به کتابخانه عمومی امیر المومنین (ع) حسن آباد مي باشد.